تاریخ انتشار: سه شنبه, 03 مهر 1397 ساعت 09:07

حقیقتاً زمان اثبات کرد که خط رهبری، خط اعتدال و میانه روی است/ «تناقض» آشکار و مضحک برخی مخالفان دولت محمود احمدی نژاد و دولت حسن روحانی در انتقاد از پدر دلسوز و مهربان خانواده بزرگ ایران!

از این مسائل، یک نکته اساسی و مهم آشکار می شود و آن اینکه رهبری معظم انقلاب علی رغم تمام انتقادات، به همگان اثبات کردند که خط رهبری خط اعتدال است، آشکار شد خط رهبری میانه روترین جریان در کشور است که توسط پدر دلسوز هدایت می شود.  

آخرین نیوز - رضا مروّتی (instagram.com/rezamorovati313) ؛ بیش از یک سال و اندی از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و در آن زمان حسن روحانی توانست با کسب 57 درصد آراء مردم، رئیس جمهور دولت دوازدهم شود.

تقریبا از همان روزها به بعد یک آب خوش از گلوی این دولت به پایین نرفته است.

انتقاد افرادی که به انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهوری ایران امید داشتند، همانند زمان قبل از انتخابات ادامه دار و البته شدیدتر شد.

انتقاد رگباری و شدید تقریبا از نوع انتقادات به دولت احمدی نژاد توسط مخالفان وی بعد از فتنه و حوادث سال 88.

در همان زمان هم انتقادات از دولت احمدی نژاد به قدری سختگیرانه و شدید بود که تمرکز را از دولت گرفته بود؛ دولت نمی دانست در عرصه های خارجی با دشمن بجنگد یا حواشی داخلی را حل و فصل کند تا بتواند به بخشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور برسد که در این امر نهایتاً علی رغم برخی اقدامات خوب، در کل موفق نشد.

در آن زمان گروهی به دنبال استعفا، عزل یا عدم کفایت محمود احمدی نژاد بودند و از همان ابتدا مدام اصرار داشتند و تلقین می کردند که عمر دولت دهم به انتها نخواهید رسید که این موضوع با درایت مقام معظم رهبری کنترل و هدایت درست پیدا کرد.

باید توجه شود که رهبر معظم انقلاب همانند پدر دلسوز یک خانواده است که با بچه های این خانواده که مسئولیت ها و وظایفی دارند، طوری برخورد می کند که اساس و بنیان خانواده با مشکل مواجه نشود و همچنین تا جایی هم که به خانواده ضربه نخورد، اعضای خانواده حفظ شوند.

در آن زمان پدر دلسوز نقش تکیه گاه و خانه امن برای دولت احمدی نژاد پیدا کرد؛ پدر دلسوز علی رغم اینکه به تمام نقاط ضعف فرزند خود آگاه بود، قصد داشت با دلگرم کردن و تشویق، فرزند خود را حمایت کند تا بتواند بر مشکلات فائق بیاید؛ حمایتی که در کمال تعجب با انتقاد مخالفان دولت احمدی نژاد روبرو شد!!!

اکنون نیز از زمان آغاز دولت کنونی ایران، مخالفان و منتقدان به دولت روحانی کماکان حجم انتقادات را در حد بسیار بالا نگه داشته اند.

این گروه باید توجه داشته باشد که انتقادات به دولت که البته بسیاری از آنها وارد و درست هم می باشد، ولی چون ادامه دار شده و بعضا توسط برخی افراد که فقط به مسائل سیاسی و حزبی فکر می کنند، نه به آینده مردم و ایران اسلامی، به نوعی به «سیاهنمایی» همانند زمان دولت احمدی نژاد تبدیل شده، که نتیجتاً بر اعتماد عمومی به نظام هم تاثیرگذار بوده است.

نباید انتقاد بدون انصاف باشد و نباید در حدی باشد که مردم را خسته و زده از همه چیز کند.

در زمان بعد از فتنه 88، طرفداران و رسانه های همسو با دولت دهم چون با حجم وحشتناک انتقادات مخالفان احمدی نژاد مواجه شدند آنها را تعبیر به «سیاه نمایی» می کردند.

از طرفی هم برخی مخالفان دولت احمدی نژاد هم در هر جایگاه و رده اجتماعی که بودند و تاثیرگذار در اقتصاد بودند اخلال در کار را در دستور کار قرار دادند و به هر نحوی با دولت وقت جنگیدند و نتیجه این شد که چون بخشی از بدنه جامعه با دولت یار نبود بسیاری از طرح ها روی زمین ماند و به حاشیه رفت.

امروز هم طرفداران دولت روحانی، مخالفان خود را به «سیاه نمایی» متهم می کنند و اکنون در نقطه مقابل مخالفان دولت دوازدهم نیز عرصه را بر این دولت تنگ کرده و از هر موضوعی برای هجوم به آن استفاده می کنند و این درست نیست. اگر به آینده ایران اسلامی و موفقیت شیعه و رساندن پرچم این انقلاب به دستان مبارک امام زمان (عج) فکر می کنیم باید برای برون رفت از مشکلات، همه همدل و یکصدا و متحد شویم تا بتوانیم رو به جلو حرکت کنیم. اتفاقا فقط با این نوع از نگاه، انتقادات رنگ دلسوزانه به خود خواهد گرفت.

اکنون در نتیجه کار، تفاوت برخی مخالفان بی انصاف احمدی نژاد و  برخی مخالفان بی انصاف روحانی در چیست؟!

اخلال ایجاد کردن در امور و همکاری و همیاری نکردن و مایوس کردن مردم از امید داشتن به یک دولت در هر زمانه ای، سبب شکست آن دولت خواهد شد بدون شک؛ و دود این موضوع به چشم همه خواهد رفت.

در حدود یکسال اخیر تقریباً هرکس از کنار دولت رد می شود، مشتی می اندازد و حتی بخشی از کسانی که به روحانی نیز رأی داده اند با همراهی مخالفان وی، دولت را گوشه رینگ برده اند و مشت باران می کنند و قدرت تنفس و تمرکز را هم از آن گرفته اند،

اما جالب اینکه بازهم پدر دلسوز و مهربان که نقاط ضعف این فرزند دیگر خود را هم می داند نقش تکیه گاه و خانه امن می شود برای دولتی که منتقد بسیار دارد و اعتماد به نفس خود را از دست داده است.

رهبر معظم انقلاب جلساتی را با هیات دولت ترتیب می دهند و به دولت دلگرمی و امید می دهند که شما می توانید بر مشکلات فائق بیایید، با قدرت کار کنید، جهادی کار کنید تا ان شا الله مشکلات حل شود.

ایشان حتی به صراحت جلوی جریانی که به دنبال استعفای ریاست جمهوری است، می ایستد و این موضوع را بازی در زمین دشمن معرفی می کنند.

برخی مخالفان دولت، سخت به دنبال این بودند که مقام معظم رهبری (پدر دلسوز) این فرزند خود را از خانواده اخراج کند و البته مشخص و واضح بود که موفق نخواهند شد چراکه برای پدر دلسوز همه فرزندان عزیز هستند و سعی در حفظ همه آنها دارد و از همه مهمتر به حفظ اساس و بنیان خانواده می اندیشد که خدایی ناکرده از هم پاشیده نشود.

از کنار این موضوع هم نباید به سادگی گذشت که در سال 88 برخی مخالفان احمدی نژاد و در حال حاضر برخی مخالفان روحانی به دنبال ورود رهبری به موضوع بی کفایتی رئیس جمهورها بودند و هستند؛ تناقضی که واقعاً آشکار است.

در ایام فتنه 88، برخی مخالفان دولت احمدی نژاد پدر دلسوز و مهربان را در یک تناقض خنده دار به «دیکتاتوری» متهم کردند، انتظار داشتند رهبری معظم انقلاب با کنار گذاشتن رأی مردم که توسط وزارت کشور و شورای نگهبان تایید شده، فراتر از قانون و دیکتاتورگونه! اقدام نماید و دولت را کنار بگذارد؛ امروز هم گروهی دیگر به دنبال ورود رهبری برای کنار گذاشتن روحانی هستند و می خواهند ایشان «دیکتاتور» باشند! این تناقض آشکار در رفتار را واقعاً چگونه توجیه می کنند؟! (نکته مهم: برای رهبری معظم انقلاب اگر مسجل شود که انحراف یک دولت، سبب انحراف مسیر رو به جلوی انقلاب شده، قطعا تعارف ندارند و طبق قانون جلوی آن خواهند ایستاد.)

ولی از نظر این جماعت، مقام معظم رهبری هم باید دولت قبل را برکنار می کرد، اکنون هم باید این دولت را برکنار کند! کدام یک «دیکتاتوری» است؛ مسیری که پدر دلسوز برای تربیت فرزندان و تمام اعضای خانواده بزرگ ایران طی کرده یا مسیری خنده دار برخی مخالفان دولت کنونی و قبل؟!

از این مسائل، یک نکته اساسی و مهم آشکار می شود و آن اینکه رهبری معظم انقلاب علی رغم تمام انتقادات، به همگان اثبات کردند که خط رهبری خط اعتدال است، آشکار شد خط رهبری میانه روترین جریان در کشور است که توسط پدر دلسوز هدایت می شود.

اکنون نیز جامعه باید به این درک مهم برسد که اگر می خواهد مشکلات داخلی و خارجی کشور به بهترین نحو ممکن، حل و فصل شود باید به فرزندی از این خانواده اعتماد کند که همفکر و همسو با پدر خانواده عمل می کند و اعتقادات، تفکر و آرمان هایش همانند پدر دلسوز است.

فراموش نشود کم نیستند مسئولانی که همانند رهبری معظم انقلاب معتقدند که باید برای برون رفت از مشکلات، جهادی و انقلابی عمل کرد؛ همچون «حسن باقری»ها، «شهید چمران»ها و ...

502 نمایش

نوشتن دیدگاه