cache/resized/b8dbb19c9ae60878dad623bd5a70a05f.jpg

تحریف منجی در هالیوود

cache/resized/3241a86945df2acd70b83552389bc9ee.jpg

نماهنگ؛ از خدای متعال بخواهیم...

cache/resized/e0d899df1198ea736b9ccb5532f10154.jpg

دنیا مدیر ندارد!

cache/resized/ae79d50278c165391cef7130b5acdab8.jpg

مهدی؛ احمد؛ بهشت...

cache/resized/395fb42e78ae8023863f6c4b0b022e21.jpg

مکالمه بی‌سیم شهید باکری ساعتی قبل شهادت

تاریخ انتشار: سه شنبه, 20 اسفند 1398 ساعت 10:13

نقش لس‌آنجلسی‌ها در بازی تاج و تخت بن‌سلمان

بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی از طیف‌های مختلف اعلام کردند: خوانندگان پارسی‌زبان با حضور در خاک سعودی مایه ننگ بسیاری از ایرانیان شده‌اند.

 بگذارید از گاف بزرگی که سعودی‌ها هنگام نمایش کنسرت شادمهر در طنطوره دادند، شروع کنیم. شاید ۲۰ نفر هم پای کنسرت ننشسته بودند. خواننده داشت برای صندلی‌های خالی می‌خواند. بی‌آنکه برایش نگاه مخاطبان فارسی‌زبان مهم باشد. بی‌آنکه به تناقض آنچه می‌خواند (دنیایی که بمب و موشک نمی‌سازه/ موشک روی خواب کودک نمیندازه) با اتمسفری که در آن حضور پیدا کرده، فکر کند. مخاطبی در کار نیست. مخاطب شخص «بن‌سلمان» است که حالا با به هم ریختن معادلات سیاسی در عربستان، بازی تاج و تخت به راه انداخته است و بازیگرانی برای این نمایش می‌خواهد اما بازیگران لس‌آنجلسی نمایش سعودی، به خاطر پول، قمار دوسرباختی داشتند و البته باعث تصحیح افکار عمومی بسیاری از ایرانیان شدند.

در سالی که هالیوود با فیلم سینمایی علاءالدین به تحقیر شاهزاده سعودی پرداخت، در شرایطی که ستارگان جهان ورزش و هالیوود از راجر فدرر تا اسکارلت جوهانسون به خاطر ننگ «بن‌سلمان» حاضر به همکاری با سعودی‌ها نشدند، در شرایطی که ماجرای قتل فجیع یک روزنامه‌نگار هنوز از دامن سعودی پاک نشده است و در حالی که بمباران مردم یمن از زن و مرد و کودک هنوز ادامه دارد، خوانندگان پارسی‌زبان در مراسم تولد شاه سعودی برای صندلی‌های خالی خواندند تا تناقض‌های تازه‌ای از ایران‌دوستی‌شان را آشکار کنند. آنچنان که بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی از طیف‌های مختلف با واکنش‌هایی اعلام کردند خوانندگان پارسی‌زبان با حضور در خاک سعودی مایه ننگ بسیاری از ایرانیان شده‌اند.

***
محمدحسن یادگاری*: شهره شدن یک شهر، یک منطقه و جغرافیا در دوران دهکده جهانی می‎تواند به دلایل مختلف باشد؛ بسیاری از مناطق به‌واسطه آثار باستانی، آثار طبیعی، جنگ‌ها و وقایع تاریخی به شهرت می‎رسند که نشان از اصالت‌شان دارد و برخی از مناطق که هویتی ندارند، به هر طریقی به دنبال هویت‌سازی‎اند؛ حتی هویت‌های کاذب و نوساخته! طنطوره عربستان دقیقا با همین سیاست‌گذاری نامش این روزها بر سر زبان‌ها افتاده است. مجموعه فعالیت‌های هنری با استفاده از چهره‌های به شهرت رسیده‎ رسانه‌ای، کاری کرد نگاه‌ها به منطقه‌ای خشک و تاریخ‎سازی‎شده بچرخد و گوش‌ها نام شهری را بشنوند که تلفظش برای نخستین‌بار بر زبان‌ها دشوار است. شبیه این تجربه را نیم قرن قبل تاریخ ایران با برگزاری جشن هنر شیراز به دست آورده بود، البته شیراز هم تاریخ داشت، هم جغرافیا و هم هویت و فقط قرار بود بازنمایی‎ای متفاوت و تجمل‎گرایانه از ایران مترقی‌شده و غرب‌گرا باشد. کمتر از یک دهه بعد از آغاز جشن هنر شیراز، تاریخ دید که این پوسته زیبا چه تضادی با فرهنگ کوچه و بازار و مردمی ایران داشت. هویتی ساخته‌شده و صوری که ارتباطی با ذاتش نداشت و با هسته‌ای پوچ فقط زیبا بود.

فارغ از هویت‌سازی فرهنگی، لیبرال و هنری در معرفی یک اقلیم که در دوران اصلاحات معاصر حاکمیت عربستان دنبال می‌شود، استفاده از خوانندگانی که در دسته مخالفان سیاسی حاکمیت ایران قرار می‎گیرند در این مجموعه اجرا نکته جالبی است؛ دسته‌ای که فرهنگ مردم‌پسند ایران با اصطلاح «لس‎آنجلسی‎ها» می‌شناسدشان و اوج فعالیت‌شان به اوایل دهه ۷۰ شمسی بازمی‌گردد؛ درست زمانی که حمل‌ونقل و ترابری شکلی امروز به خود گرفته بود تا آثار ویدئویی و موسیقایی راحت‌تر قابل انتقال باشند و ناتوانی مدیریت عرصه فرهنگی و هنری در داخل کشور امکان پرورش موسیقی پاپ را برای رفع نیاز داخلی نداشت. نمایش طنطوره نشان داد لس‎آنجلسی‎ها، این دسته از خوانندگان و اهل موسیقی که وطن‌شان را به خاطر باورهای‌شان ترک گفتند اما به زعم خود مدت‌هاست که وطن را جایی دزدیده شده و متعلق به خود می‌دانستند، حالا پس از گذشت دهه‌ها، از آن ور بام افتاده‎اند. آنها که حاضر نبودند در هر شرایطی در کشورشان کار کنند و در وطن درآمد داشته باشند، اجرایی از خود نشان دادند که خود در وجدان‌شان می‌دانند منبع پول به دست آمده از این کنسرت، منبعی نادرست و غیراخلاقی‌تر از آنی دارد که آنان به خاطر باورشان وطن‌شان را ترک کردند. دلارهای بادآورده عربستانی آنقدر اغواگرانه و گزاف به این افراد پیشنهاد شده که از اجرای‌شان معلوم است با کمترین کیفیت، عجولانه و سراسیمه برای روی سن رفتن آماده شده‌اند. آنان از باورهای‌شان در مقابل دلار کوتاه آمدند و به عنصری خرد در سیاست‌گذاری کلان عربستان در ورود به مدیریت افکار عمومی ایرانیان تبدیل شدند؛ تناقضی بین باورهای گذشته و اقدام حال حاضر که گریبان محبوبیت این خوانندگان را می‌گیرد.

مجموعه اجراهای «زمستان طنطوره» تقلای عربستان را با دلارهای بادآورده‌اش برای مدیریت فرهنگی منطقه، با حالتی اسف‌بار و متناقض نشان می‎دهد. وقتی اولین ترانه اجرا شده در این برنامه به نام «رویای آزادی» ترانه‌ای است که تحلیل متنش در شرایط کنونی از جانب طرفداران خواننده این اثر، بیشتر عربستان را خطاب می‎گیرد تا ایران را، می‌توان به این تناقض رسید. یا تناقضی دیگر جایی است که جمله تبلیغاتی «اجرای اسطوره‌های موسیقی ایران» در تبلیغات این برنامه رایج شد؛ شعاری که همه اهل هنر و موسیقی حتی خود این خوانندگان هم می‌دانند دروغی تبلیغاتی بیش نیست، چرا که در این بین یک خواننده زیرزمینی عامه‌پسند و یک خواننده مجلس گرم کن و عروسی خوان، هیچ‌گاه در میان اسطورگان موسیقی ایران قرار نمی‌گیرند و نخواهند گرفت. این اسطوره‌سازی یا برای تخریب موسیقی اصیل ایرانی طراحی شده یا مذاکرات و جابه‌جایی دلارها با سایر خوانندگان که نزدیک‌تر به لقب اسطوره‌اند، جوش نخورده است.

فارغ از اینها، شاید برنامه «زمستان طنطوره» را بتوان یک نمایش دانست تا یک کنسرت. این نمایش با محوریت حضور چهره‌ها برگزار شد و نه صدای‌شان. خوانندگان کهنسال‌تر به خاطر کهولت سن نفس کم می‌آوردند، بد می‌خواندند و با تولید صداهایی ناهنجار کم‌توانی‌شان را جبران می‎کردند و در بهترین حالت می‌توان گفت در نوستالژی‌های قدیمی‌شان واماندند. بگذریم از اینکه خواندن ترانه‌ای درباره ایران یا بردن نام «تهران» از دستور کار اجرای این خوانندگان خارج شده بود. جوان‌ترها هم نشان دادند توان خوانندگی‌شان بسیار فاصله دارد از مهارتی که افکت‌ها و بازسازی‌های استودیویی برای‌شان صداسازی می‎کند. البته اینها فارغ‌اند از تک‌خواننده زیرزمینی که هنوز برای خودش هم معلوم نیست چرا باید در این نمایش جا بگیرد. اگر اصل و بنا بر اسطوره‌های موسیقی ایران است، همه اینها خلاف آدابی است که خواننده ایرانی در دوران آموزش موسیقایی اصیلش از طبیعی‌خوانی و احترام به شنونده می‎آموزد.

تجربه جهانی نشان داده وقتی یک سرمایه‌گذار حتی با بالاترین درجه از ثروتمندی در عرصه فرهنگی و هنری بدون دانش و آگاهی وارد شود، سود مالی‌اش فقط در جیب هنرمند کاسبکار می‎رود و اثراتی که سرمایه‌گذار به دنبال آن است در بلندمدت حاصل نمی‎شود. دلارهای بادآورده سعودی همین عینیتند که تاریخ سالیان بعد، این اقدامات را به شفاف‌ترین شکل ممکن قضاوت خواهد کرد. یادمان نرود پشتوانه شبکه دوباره راه‌اندازی‌شده MBC فارسی، از این برنامه و سرمایه‌گذاری دقیق و آینده‌نگرانه‎اش با برگزاری برنامه‌هایی چون Persia,S Got Talent و جمع کردن چهره‌های رسانه‌ای خارج از ایران در حال شکل‌گیری است؛ شبکه‎ای که با شعار «سرگرمی بی‌انتها» جانی دوباره گرفته و فعلا در حال جلب مشتری از میان دریافت‌گران دستگاه ماهواره در ایران است.

یادمان نرود لااقل نکته آموزنده‌ای که این نمایش‌ها برای ما دارد این است که مخالفان فرهنگی هویت ایرانی چقدر با انگیزه‎اند و در جریان‎سازی به مهارتی در فرصتی کوتاه برای مدیریت افکار عمومی دست یافته‌اند. آنها خلأها و نیازمندی‌های داخل ایران را بخوبی می‌شناسند، با پژوهش‌ها و افکارسنجی‌های قوی این اطلاعات را به ثبت می‌رساندند و برایش برنامه‌ریزی می‌کنند.

* مستندساز و دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران

***
محمد گلریز گفت: خواننده‌های لس‌آنجلسی سخنان دلنشینی درباره حسن وطن‌دوستی بر زبان می‌آوردند اما پای عمل که می‌رسد، هیچ بویی از مرام ایرانی نبرده‌اند و همچون ستون پنجم دشمن به مردم کشورشان خیانت می‌کنند. خواننده پیشکسوت موسیقی کشورمان درباره حضور خواننده‌های لس‌آنجلسی در جشن موسیقی سعودی‌ها که این روزها در عربستان برپا شده است، به «وطن امروز» گفت: ماهیت ضدایرانی سردمداران عربستان سعودی سال‌هاست برای ایرانی‌ها روشن شده و مسؤولان دیکتاتور کشور عربستان با نمایش‌های قلابی چون برپایی جشنواره‌های هنری می‌خواهند پز آزادی‌های حداقلی را در کشورشان بدهند، فارغ از اینکه همین الان هم اغلب مردم عربستان از حداقل حقوق شهروندی هم برخوردار نیستند و قاعدتا کشوری که برای انتخاب مسؤولانش رای و نظر مردم اهمیتی ندارد، هیچ رنگ و بویی از دموکراسی نبرده است و تمام این جشنواره‌ها صرفا یک نمایش تصنعی برای فریب افکار عمومی دنیا محسوب می‌شود که برای این نمایش به تعدادی شبه‌هنرمند نیاز دارند. وی ادامه داد: در وصف اقدامات ضدبشری عربستان سعودی همین بس که در شرایطی که حج عمره را به علت جلوگیری از شیوع ویروس کرونا تعطیل کرده‌اند و بنا به درخواست سازمان بهداشت جهانی هر گونه تجمع در این کشور به تعطیلی کشیده شده است، برپایی کنسرت‌هایی به بهانه جشن موسیقی بین‌المللی، خیانت به مردم عربستان محسوب می‌شود که متاسفانه نشان‌دهنده این موضوع است که دیکتاتورهای سعودی حتی به فکر سلامتی مردم‌شان هم نیستند.

گلریز در بخش دیگری از صحبت‌هایش به حضور خواننده‌های لس‌آنجلسی در این جشن موسیقایی اشاره کرد و افزود: خدا را شکر همان‌طور که از عنوان این دسته از خواننده‌ها پیداست، این خواننده‌ها متعلق به ایران و ایرانی نیستند و در واقع نماینده‌های کشور آمریکا در این جشن موسیقی محسوب می‌شوند. وی گفت: اما درباره این عده معلوم‌الحال باید بگویم این خواننده‌ها هیچ بویی از وطن‌پرستی نبرده‌اند، البته سخنان دلنشینی درباره ایران و ایرانی بر زبان می‌آوردند اما پای عمل که می‌رسد، هیچ بویی از مرام ایرانی نبرده‌اند و همچون ستون پنجم دشمن به مردم کشورشان خیانت می‌کنند که این خیانت از دوران دفاع‌مقدس شروع شده و اکنون با حضور در مراسمی که متولیانش ضدایران و ایرانی هستند، ظاهر متفاوتی به خود گرفته است. این هنرمند ادامه داد: این روزها که هنرمندان واقعی سرزمین‌مان همراه و همدم مردم به جنگ ویروس کرونا رفته‌اند، برخی از این خواننده‌ها خوب بلد هستند چگونه با افکار عمومی بازی کنند؛ از سویی ترانه‌های وطنی با مضامینی چون خلیج‌فارس و... سر می‌دهند، از سوی دیگر خودشان را به عنوان هنرمند ایرانی قالب جشنواره‌ای به ظاهر موسیقایی می‌کنند. به نظر بنده این خواننده‌ها با حضور در مراسم ضیافت دیکتاتور عربستان، آبروی اندک خود میان افکار عمومی را هم بردند و دیگر حنای‌شان رنگی ندارد.

***

موزیسین پیشکسوت گفت: خواننده لس‌آنجلسی که همیشه به آهنگ معروف خلیج‌فارس خود می‌بالد و مدام شعارهای وطن‌پرستی سر می‌دهد، به‌خاطر یک مشت دلار به دامن کسانی پناه ‌برد که در اقدامی مذبوح منکر نام خلیج‌فارس می‌شوند.

سیدمحمد میرزمانی، مدیرکل سابق دفتر موسیقی ارشاد و رهبر ارکستر مطرح ایرانی در گفت‌وگو با «وطن امروز» ضمن گلایه از منفعل بودن دیپلماسی فرهنگی مسؤولان کشور، حضور خواننده‌های لس‌آنجلسی در جشن موسیقایی عربستان را اقدامی خائنانه نامید و گفت: متاسفانه مسؤولان فرهنگی کشورمان در بزنگاه‌های مهم و بین‌المللی کاملا منفعل عمل می‌کنند و مواقعی که باید وارد عمل شویم هیچ اقدامی نمی‌کنیم. وی در ادامه گفت: قبل از اینکه بخواهیم به حضور خائنانه خواننده‌های لس‌آنجلسی در جشن موسیقایی عربستان سعودی بپردازیم باید گفت در این مراسم موسیقایی جای خالی خودنمایی دیپلماسی فرهنگی بشدت احساس می‌شود که دوستان مسؤول حتی زحمت انتشار یک بیانیه هم درباره اینکه خواننده‌های لس‌آنجلسی حاضر در این جشنواره به هیچ‌وجه نماینده‌های رسمی هنر ایران زمین نیستند، به خود نداده‌اند، چه برسد به اقدامات دیپلماسی فرهنگی.

میرزمانی در ادامه به نفس حضور نماینده‌های هنر ایرانی در جشنواره‌ها و مراسم بین‌المللی اشاره کرد و افزود: هر زمان که اسمی از مراسم بین‌المللی موسیقایی به میان می‌آید باید خاطرمان باشد که اگر قرار بر حضور رسمی در چنین رویدادی داشته باشیم باید شرایطی فراهم شود که هنرمندانی در آنجا حضور به هم رسانند که اجرا و شأن فرهنگی‌شان، نمایانگر تاریخ و تمدن ۳ هزار ساله کشورمان باشند، نه آنکه با هنر مبتذل‌شان با آبروی ایران و ایرانی بازی کنند. وی افزود: اما اگر بنا به دلایل مختلف و موجه، مسؤولان فرهنگی کشور صلاح نمی‌دانند که حضور رسمی در برخی جشن‌ها و مراسم موسیقایی بین‌المللی همچون جشن موسیقی عربستان داشته باشند، باید از طریق دیپلماسی فرهنگی، عدم حضور کشورمان را در این مراسم‌ رسما اعلام کنند تا افراد سودجو و خیانتکاری چون خواننده‌های لس‌آنجلسی با موسیقی مبتذل‌شان خود را به عنوان نماینده هنر سرزمین اصیل ایرانی جا نزنند. میرزمانی گفت: به هر حال خیلی هم جای نگرانی نیست، زیرا علاقه‌مندان به موسیقی در سراسر دنیا طی سال‌های اخیر با موسیقی اصیل ایرانی بخوبی آشنا شده‌اند و امیدوارم شرایطی رقم بخورد که هنرمندان واقعی این سرزمین همچنان به درخشش در جوامع بین‌المللی ادامه دهند. این آهنگساز پیشکسوت در ادامه به رفتار متناقض خواننده‌های لس‌آنجلسی اشاره کرد و افزود: بسیاری از این خواننده‌های لس‌آنجلسی طی ۴۰ سال اخیر مدام دم از وطن‌پرستی و همراهی با مردم می‌زنند اما به عمل که می‌رسد هویت واقعی و خیانتکارانه خود را هویدا می‌کنند.

به عنوان مثال، یکی از همین خواننده‌ها که همیشه به آهنگ معروف خلیج‌فارس خود می‌بالد و مدام شعارهای وطن‌پرستی سر می‌دهد، خیلی راحت و به‌خاطر یک مشت دلار به دامن کسانی پناه می‌برد که در اقدامی مذبوح منکر نام خلیج‌فارس می‌شوند و هزار و یک اعتقاد و باور ضدایرانی را در سراسر دنیا گسترش می‌دهند. وی در خاتمه گفت: مسلما مردم و هنردوستان واقعی فراموش نخواهند کرد زمانی که ملت در دوران ۸ سال جنگ تحمیلی با چنگ و دندان از خاک وطن خود دفاع می‌کردند، امثال خواننده‌های لس‌آنجلسی در ناز و نعمت در کشورهایی که سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار صدام قرار می‌دادند، خوشگذرانی می‌کردند و شعارهای ضدایرانی این کشورها را در ترانه‌های‌شان فریاد می‌زدند، مسلما این اتفاق جدید هم نقطه تاریک دیگری از رفتار این دسته از خواننده‌های لس‌آنجلسی را در ذهن مردم ایران رقم خواهد زد.

منبع: روزنامه وطن امروز

379 نمایش

نوشتن دیدگاه