cache/resized/c2a3bc44c40dac659316fc383c9e95e8.jpg

شهید محمد بلباسی؛ بدون شرح!

cache/resized/8c36bf96c56e465f501d9ab40cfabfbc.jpg

حماقت دونالد ترامپ و آغاز فروپاشی!

cache/resized/4864bdea9d7d02261bdc8c21e0c28f74.jpg

کنایه مداح اهل بیت به رنگ کردن ریش ...

cache/resized/b9b1e223302acb751e8c60530936eff4.jpg

قاسم، فقط از آنِ ایران نیست

cache/resized/75c1b893e7b6ad07aeda93218beea474.jpg

کارشناس ترکیه‌ای: از جان ایران چه ...

cache/resized/7245f190a89be3667213fc5fca0f6cf2.jpg

رائفی پور؛ «آزمون جهاد»

تاریخ انتشار: یکشنبه, 17 آذر 1398 ساعت 11:03

با عرق شرم دوباره نامزد شدم اما تقصیر قبلی‌هاست

عضو فراکسیون امید ضمن ثبت‌نام مجدد برای انتخابات مجلس می‌گوید: آمدم اما با عرق شرم.

روزنامه «کیهان» در ویژه‌های خود نوشت:

محمدعلی وکیلی عضو هیئت رئیسه مجلس دهم در سرمقاله روزنامه خود (ابتکار) نوشت: چهار‏سال پیش در چنین روزهایی با آرمان‏های روشنی وارد عرصه انتخابات شدیم. عزم ما این بود که با حضور در قدرت، راه اصلاحِ آن را تسهیل کنیم.

 

غرض این بود که گره‏‏ای از کارِ کشور بگشاییم. اساساً گمان می‏کردیم در راهِ خیرِ عمومی قدم برداشته‏ایم. تصور ما این بود که مجلس کم‏کار و محافظه‏کار نهم را عوض کنیم و مجلسی کارآمدتر و پویاتر بسازیم. وی که به‌خاطر نحوه اشتغال آقازاده‌اش مورد اعتراض عمومی قرار گرفت، ادعا می‌کند: اکنون که به عقب می‏‏نگرم روزهای پرفراز‏و‏نشیبی در نظرم رژه می‏‏روند. سرعت تحولات به قدری بود که انگار یک عمر گذشته است. امروز اما خود را مقابل مطالباتِ زیادی که بر زمین مانده می‏بینیم.

امروز حجم زیادی از مشکلات حل نشده در این برش از تاریخ قابل رویت است. از همین روی، مقابل چهره‏های ناامید مردم شرمنده‏ایم. از خداوند می‏‏خواهیم که دل‏های مردم را نرم کند تا ما را به‏خاطر وضع فعلی ببخشند. ما تمام سعی خود را به‌کار بستیم اما بدون تعارف، حجم مشکلات فراتر از انتظار بود. چهار‏سال پیش تصور می‏کردیم که مسائل زیادی در کشور وجود دارد اما نه این‏سان! می‏دانستیم که جاهایی کشور از ریل خارج شده، اما گمان نمی‏کردیم که ریل را از جا کنده باشند! از بی‏رسمی روزگار شنیده بودیم، اما تخمین‏‏مان از بادهای ناموافق این‏قدر نبود.

راستش را بخواهید، پس از چهار‏سال بدون تعارف باید بگویم که از پدر و مادری‏ که توان تامین جهیزیه دخترشان را ندارند شرمنده‏ام. در مقابل مادر یک شهید که شهادت فرزندش کمرش را خم نکرد، اما بیکاری فرزند دیگرش او را شکسته و خموده کرد، سرم پایین است. از راننده تاکسی که هزینه سوختش بیش از درآمدش است خجالت می‏کشم. شرمنده‏ام که نتوانستم برای کارآفرینان و صنعتگرانی که به ناگاه سرمایه‏‏شان آب رفت و زیر فشار خم شدند، کاری بکنم. می‏دانم که اعصاب جامعه چقدر ساییده شده است.

می‏دانم که معلمان چه فشار معیشتی را تحمل می‏‏کنند. می‏دانم که به‏خاطر همه اینها باید سرم پایین باشد و عرق شرم کنم. باری؛ اکنون نیز هرچند از چهره‏های غمبار و ناامید مردم خجالت می‏کشم که خیابان‏ها را تا وزارت کشور طی کنم، اما به امید گشایش در زندگی مردم این راه را دوباره با توکل به حضرت باری‏تعالی می‏روم. دوباره به انتخابات می‏آیم اما با عرق شرم از انباشت مشکلات و این وجهِ تراژیکِ سیاست‏ورزی در عصر کنونی است!

571 نمایش

نوشتن دیدگاه