cache/resized/a7feb4452271fa81202af78dcb3eb6e3.jpg

مرکزیت تعیین نرخ ارز ایران در "هرات" ...

cache/resized/7ea5115d3a845d2a287cb3442411f2ec.jpg

شهیدی که حاج قاسم عاشق او بود

cache/resized/ec7b819a2b844d6ba203696784d4e6b5.jpg

نقش تفکر اوانجلیکال‌ها بر سیاست‌های ...

cache/resized/c897d96f755dc972004f7c9aa3f7dc12.jpg

راز "کلید" انتخاباتی حسن روحانی!

cache/resized/d31ad52d28652908b0bd5513c2be011d.jpg

بازخوانی یک ترور بیولوژیک با «مرکوری ...

cache/resized/2bf5e21da5b62470a6a23b2f326e7ca5.jpg

میگویند به رهبر انقلاب اطلاعات درست ...

تاریخ انتشار: دوشنبه, 14 مهر 1399 ساعت 19:29

تعجب اصحاب امام کاظم(ع) از رفتار متفاوت حضرت

هشام بن احمر گوید: با امام کاظم(ع) در یکى از نواحى مدینه مى‏رفتم که ناگاه از مرکب خود فرود آمد و به سجده افتاد و آن را بسیار طول داد. سپس سر از سجده برداشت و سوار مرکبش شد. عرض کردم: فدایت شوم سجده را طول دادید؟! فرمود: به یاد نعمتى افتادم که خداوند به من عطا کرده است و خواستم از پروردگارم سپاسگزارى کنم.

عن هِشامِ بنِ أحمَرَ: کنتُ أسِیرُ مَع أبی الحَسنِ علیه السلام فی بَعضِ أطرافِ المَدینةِ إذ ثَنى‏ رِجلَهُ عن دابَّتِهِ فَخَرَّ ساجِداً، فَأطالَ وأطالَ، ثُمّ رَفَعَ رَأسَهُ ورَکِبَ دابَّتَهُ، فقلتُ: جُعِلتُ فِداکَ، قد أطَلتَ السُّجودَ؟! فقالَ: إنَّنی ذَکَرتُ نِعمَةً أنعَمَ اللَّهُ بها عَلَیَّ فَأحبَبتُ أن أشکُرَ رَبّی‏

کافی، ج2، ص 98

530 نمایش

نوشتن دیدگاه